سلام برو بچ ...
حالا که آسمون چراغونیه ...
من هم این سه میلاد بزرگ رو(میلاد اما حسین (ع)میلاد حضرت عباس (ع)
ومیلاد حضرت سجاد (ع)) به همه شما خوبان تبریک عرض می کنم .
آقا جشن بزرگ داریم ...
حضور واسه همه آزاده ...
هر کی می خواد بیاد می تونه بیاد !!
قدمتون رو چشامون ...

.... دیشب افتتاح (واضح و همه فهم حرف بزنم): ماهواره بوشهر بود
یعنی برنامه های رادیو و تلویزیون رو دیگه از این به بعد می شه با ماهواره دید !! .
اما حقیقتش دیشب تو اداره هم بودما ولی برای افتتاحیه حالم خیلی گرفته بود ...
با اینکه کلی کار داشتم اداره نتونستم بشینم ... پاشدم اومدم خونه !!
...
توی راه با خودم فکر می کردم که : از یه طرف با چه وضعیتی دیشای مردم جمع می شه
از یه طرف تو بوق و کرنا که آغا خبر ما ماهواره ای شدیم !! . . .
من دیگه حرفی واسه گفتن ندارم ...
واسه اونایی که دارن ... به قول مهتی:
ولش ...
دیروز سالروز بیاد ماندنی عقد من با خانوم بود ... 

جا تون سبز ... کارگر داشتیم و در گیر گچ کاری و ...
خلاصه این سالگرد مهم رو اینجوری جشن گرفتیم ...
تازه بعدشم باید سریع می رفتم ضبط برنامه ... خیلی حال گیری بود ...
ولی خوب ناگفته نمونه که یه قولایی هم بینمون رد و بدل شد ...
البته عملی شدنش می افته به بعد از حساب و کتنابای خونه و
راحت شدن از بدهکاری هایی که ساختن این ساختمون برامون
به بار آورده...

امید وارم همگی خوشبخت باشید ...
بیاد اون روزای سبز/ غزل خواستگاری رو که مربوط به سالهای سرخ آبی
زندگیمه تقدیم می کنم :
-: قلب ساعت گرفته بود اما قلب من می دوید در خانه
هر شب از دوری تو می لرزید قامتم مثل بید در خانه
دست تقدیر جای خود اما بی حضور نگاه تو چندیست
آشنا و غریب می پاشند بر نگاهم اسید در خانه
*
پدرت عارفانه پرسیدند : باغبانش منم - تو شغلت چیست ؟
- گونه ام سرخ شد زپنجره ام مرغ عشقی پرید در خانه ...
-: دل به دریا بزن شنا گر باش ...(به خودم آمدم غزل خواندم)
عاشقی هم برای خود شغلی ات ... عطر یاسی و زید در خانه ...
سینی چای تازه در دستت چادرت باغ پسته و انجیر...
سر به زیر و نجیب می آیی می تراود امید در خانه
*
ای نجیبی که خوابهایم را می نویسی بگو که بیدارم
تا بدانم که چیست تکلیف چشم خیس(( سعید ))در خانه
من خاکستری گریزانم از قدمهای رنگ رنگ اینجا
از زمانی که بعد از آن واشد پای قلبی سفید در خانه
ما به هم قول داده ایم امسال سال نو را کنار هم باشیم ...
پس قرار من و شما کی شد ... ؟ سال نو روز عید در خانه ...
سعید نوذری - بوشهر